ذبيح الله صفا

925

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بسازِ دَردِ صبوحىكشان دُردآشام * بسوز سينهء صبح و به خون ديدهء شام برقّت قدح و سوز عود و گريهء شمع * بطيب عشرت مادام و ذوقِ شُربِ مُدام بدلنوازى خاتونِ بِكر حُجرهء دَنّ * بپاك‌بازى مى در درون خلوت جام به آتش دل پرجوش برگرفتهء خم * بحرمت نفس سر بمُهر بادهء خام به آن نفس كه ز انفاس روح‌بخش سحر * رسد صبوح‌كنان را شمامه‌يى بمشام به آن زمان كه نداند مغنى از مى ناب * كه ساز پرده كدامست و راه خانه كدام كه بىتو گر ز قدح جرعه‌يى چشيد عضد * حلال‌زاده نيم گر نگفته‌ام كه حرام 44 - جلال عضد « 1 » سيد جلال الدّين بن سيّد عضد الدّين يزدى معروف به « جلال عضد » و متخلّص به « جلال » از شاعران نيكوسخن ايران در قرن هشتم هجريست . شرح‌حال پدرش

--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به : * تاريخ يزد ، جعفر بن محمد جعفرى بتصحيح آقاى ايرج افشار ، تهران 1338 ص 32 - 33 * مواهب الهى از معين الدين يزدى ، بتصحيح مرحوم سعيد نفيسى ، تهران 1326 ص 51 - 53 * لطايف الطوايف فخر الدين على صفى ، بتصحيح آقاى احمد گلچين معانى ، تهران 1336 ص 261 * جامع مفيدى از مفيد مستوفى بافقى بكوشش آقاى ايرج افشار ، تهران 1340 ص 152 - 154 -